برتری جسمانی و فکری که باعث شده بود تا مردان بتوانند در طول تاریخ بر زنان پیشی بگیرند، انکار ناپذیر است. و این موضوعی بوده است که هرگز نقض نتوانسته بشود و نیز نشده است. باید به یک مسئله نیز توجه داشت که اصولا در چه زمینه ای می خواهیم برتری زنان و مردان را مقایسه کنیم! به نظر من این مهم ترین نکته است. مثلا اگر در مورد مسائل جنسی بخواهیم این مسئله را بررسی کنیم، حرف دوست عزیزمان (پرنده در قفس) به کلی رد می شود!
از لحاظ علوم فیزیولوژی و ژنتیک، هرگز نمی توان نسل بشر را از طریق یک جنسیت ادامه داد! این مسئله ای که پرنده در قفس به آن اشاره داشت همان قضیه کلون سازی است که بر اساس آن از سلول های غیرجنسی (Somatic) یا جنسی یک جاندار، استفاده شده و براساس آن در شرایطی آزمایشگاهی (In Vitro) یا در خود رَحم جاندار ماده (In Vivo) جانداری شبیه والدش تولید می شود. در این روش بدون استفاده از جنس نر، ما تنها می توانیم دختری را شبیه به مادرش ایجاد کنیم که تمامی ژن های مادری را دارا خواهد بود. اما هرگز از یک جنسیت ماده به دلیل نداشتن کروموزوم Y در ژنهایشان، نمی توان جنس نری تولید کرد.
این موضوع از 2 لحاظ منجر به انحطاط جوامع و بهتر است بگویم انقراض گونه می شود. یکی اینکه اگر به این روش تولید مثل صورت بگیرد، پس از مدتی تمامی افراد آن گونه، ماده خواهند شد و دیگر خبری از نر نخواهد بود. و اگر روزی توانایی کلون سازی از این زنان گرفته شود یا به هر دلیلی روش این کار را فراموش کنند یا در آن خللی ایجاد شود (خلل در تولید مثل شان)، دیگر قادر به تکثیر خودشان نخواهند بود و اینگونه خودشان را نابود می سازند. چرا که راه دیگری (تولید مثل به روش طبیعی) ندارند!
دوم اینکه با توجه به اینکه تمامی این ژن ها کلون هستند، لذا از لحاظ ژنتیکی هیچ تفاوتی با دیگری نخواهند داشت و نیز از لحاظ فنوتیپی (Phenotype)! در این شرایط همه افراد یک نفر هستند که از رویش کپی برداری شده است و هیچ اختلافی بین آنها از لحاظ ظاهری وجود نخواهد داشت! چه بسا تفاوت های فکری و احساسی شان هم همانند هم خواهد بود. و این خلاف اصل انتخاب طبیعی (Natural selection) خواهد بود و منجر به انقراض خواهد شد!
حال باید به بحث دیگری در مورد چرایی ابراز شدن زنان در قرن اخیر پرداخت! اینکه چرا اصولا زنان قبلا به فکر گرفتن حق شان نبوده اند، اینکه چرا در طول تاریخ همیشه مردان برتر بوده اند و اینکه واقعا چه اتفاقی افتاده است که امروزه خواهان حقی برابر با مردان هستند.
این بحث همانطور که از ظاهرش پیداست نیاز زیادی به صرف وقت کردن دارد که من هرگز چنین وقتی را ندارم، اما باید اشاره شود به مسئله تکنولوژی به عنوان عاملی برای جلوگیری از بارداری! با استفاده از این تکنولوژی هایی که در قرن اخیر برای جلوگیری از بارداری بوجود آمد، زنان فرزندان کمتری توانستند داشته باشند و این به آنها فرصت اندیشیدن در مورد خودشان و حقوقشان را داد! عوامل بهداشتی نیز در این روند نقش به سزایی داشته اند. لذا زنی که می بایست تمام عمر خودش را صرف بزرگ کردن بچه هایش می کرد توانست بیشتر به خودش بیاندیشد.
اما مردان هم با انجام کارهایی طاقت فرسا و وقت گیر نمی توانستند به مسائل خودشان به خوبی فکر کنند! آنها هم کارهایی می کردند که کم از بچه داری و خانه داری نبوده است، می توان گفت که از لحاظ مشغله فکری و جسمی حتی بیشتر از زنان هم درگیر بوده اند، پس چه عاملی باعث این برتری شده بوده است؟
من آن را خصوصیات فیزیولوژیک می خوانم: همان طور که می دانیم زنان و مردان از لحاظ فیزیولوژیک با هم تفاوت های بسیاری دارند. نسبت بهره احساسی به فکری آنها بیشتر از مردان است (به بیانی دیگر بهره فکری به احساسی آنها از مردان کمتر است!) و این خود عاملی در برتری مردان در دنیای حقیقی (نه ذهنی) است! از لحاظ آناتومی نیز تفاوت های فراوانی دارند از جمله میزان رشد ماهیچه که در مردان بیشتر از زنان است (عامل توانایی برای انجام دادن کارهای بیرون از خانه)! نیز میزان رشد جمجمه و مغز! تفاوت در دستگاه های تولید مثلی و اینکه مردان می توانند در یک فصل تولید مثلی (یک سال) صدها برابر زنان قدرت باروری داشته باشد اما هر زن تنها در سال یک بچه بیشتر نمی تواند داشته باشد!
و خلاصه تفاوت های بیشماری که در زنان و مردان است و این ها همه برتری های مردان را به شکلی بازگو می کنند.
حال زنان به لطف تکنولوژی های جدید از قبیل قرص های ضد بارداری، کاندوم و غیره توانسته اند وقت بیشتری به خود اختصاص دهند، از طریق قوانین اجتماعی و مدنی توانسته اند خود را به برابری با مردان برسانند (فعلی مجازی که تنها در گونه بشر برقرار شده است!) و با استفاده از مسائل بهداشتی و خیلی از مسائل دیگر سعی به همسان بودن با مردان کنند؛ و
و تمامی اینها باعث شده که دچار توهمی عجیب در مورد خودشان شوند و دست به افعالی از جمله Extreme Feminism بزنند و حتی خود را برتر از مردان ببینند.
وای بر آنان که چیزی جز یک ذهن توهم زا نیستند.
آیا این خود طبیعت نبوده که مردان را برتر انتخاب کرده است؟ و این است مرگ Extreme Feminism!
پی نوشت: هرگز نمی خواسته ام مسائلی ضد فمینیستی ابراز کنم، و بارها خودم را کنترل کرده ام چرا که معتقد به حفظ محیطی سالم و برابر در اینترنت بوده ام و از بحث و جدل دوری می کنم. در زندگی خودم هم هرگز چنین عملی را انجام نداده و برای زن ها احترام زیادی برخوردارم، اما آنجا که پا را از گلیم خود دراز می کنند، باید ایستادگی کرد.
در پایان هم از پرنده در قفس تشکر می کنم که باعث شد بالاخره گوشه ای از تفکرات ضد فمینیسمی را که سال ها سانسور می کردم را بیان دارم و اشاره کنم که هرگز قصد بی حرمتی به دیدگاه ایشان در مورد تئوری تکاملی برتری زنان شان را نداشته ام.
+ نوشته شده توسط A$hk@n در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 و ساعت
1:31 |